گوشه گرفتم ز خلق و فایده ای نیست...

  • ۲۰:۴۴

دارم فکر میکنم شاید دلیل همه ی این حس و حالا،دلیل همه ی اتفاقا و این روزام،فقط این باشه که میخواستم یکم تغییر کنم!میخواستم حرفی واسه گفتن داشته باشم.میخواستم یکم بزرگ شم.خیلی احمقانس.خیلی!

میخوام بیخیال شم!

+اینکه من این همه فیلم و سریال دیدم که دوتا دختر دوست بودن با هم و یکیشون مرکز توجه بود و اون یکی نه،باعث نشد که یک بار فکر کنم اگه یه روز من دختر دومی باشم چی میشه!!!

+انگاری این جا تنها مکان امن منه.فقط این جا میتونم چیزایی که به هیچ کس نمیگم رو بنویسم!درسته کامل نیست، ولی یخورده سبکم میکنه!!!

+عنوان:سعدی

  • ۱۰
آلاء ...
طراوت جان این روزا انگار آشفته ای
چه شده جانان؟
کاش میتونستم بگم،کاش میتونستم حسمو با کلمات منتقل کنم!
فقط میدونم حالم بده و خستم:( دلم فقط یه شونه برای گریه میخواد!!!
دعا کن برام:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan